تبليغاتX
mehr
دست نوشته های یک روزنامه نگار

بيست و هشتمين جشنواره بين‌المللي تئاتر فجر هم از راه رسيد تا به نوعي هم اختتاميه جشنواره‌هاي تئاتري در سال88 برگزار شود و هم سال جديد تئاتري از راه رسيده باشد.

اين دور از جشنواره هم مانند دوره‌هاي قبلي و با همان شكل و شمايل و همان بخش‌ها به روال سال‌هاي گذشته برگزار مي‌شود تا شاهد استقرار نوعي ثبات در شيوه برگزاري جشنواره باشيم؛ ثباتي كه البته از سال 85 تاكنون برنامه‌ريزي و اجرا شده و به‌نظر مي‌رسد كه اين روال و رويكرد در برگزاري جشنواره همچنان ادامه داشته باشد.

با اعلام اسامی داوران،مهلت شرکت در مسابقه پوستر جشنواره تئاتر فجر تمدید شد

جشنواره بيست و هشتم تئاتر فجر همانند دوره‌هاي گذشته با حاشيه‌هايي روبه‌رو شده كه البته اين بار مي‌توان گفت اين حاشيه‌ها بر متن غلبه كردند. البته از ياد نبريم كه اصولا همين حاشيه‌ها هستند كه جشنواره را جذاب‌تر مي‌كنندو حتي در كانون توجه بيشتري قرار مي‌دهند. 

انتشار خبر حضور پيتر بروك در هفته‌هاي گذشته مي‌رفت كه سايه سنگيني بر ساير نمايش‌هاي شركت‌كننده در جشنواره بيفكند كه البته با منتفي‌شدن حضور اين كارگردان پرآوازه فرانسوي- انگليسي به نوعي اشتياق و انگيزه از جشنواره رخت بربست.

عدم‌حضور كارگرداناني كه حالا براي خود مخاطبان زيادي را پيدا كرده‌اند در جشنواره امسال هم از جمله حاشيه‌هايي بود كه تا پيش از شروع جشنواره از سوي مطبوعات و علاقه‌مندان بسيار زياد مورد توجه قرار گرفت و به نوعي جشنواره را تحت‌الشعاع قرار داده بود و حتي پيش‌بيني‌هايي را هم به همراه داشت كه از عدم‌استقبال و رضايتمندي تماشاگران از جشنواره حكايت مي‌كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 بهمن1388ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

بی تردید شاهنامه فردوسی یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان است که تاکنون به زبان های مختلفی ترجمه شده و خارج از مرزهای سرزمین های فارسی زبان هم علاقمندان بی شماری دارد و به همان میزان که این شاهکار ادبی نزد نویسندگان و هنرمندان فارسی زبان شهره است در میان ملل مختلف هم دارای علاقمندان بی شماری است و چه بسیارند غیر فارسی زبانانی که تسلطی به مراتب فزونتر از از فارسی زبانان بر این شاهکار ادبی و داستانهای موجود در آن دارند.

آخرین پر سیمرغ، کارگردان:اشتفان وایلند، عکس:رضا معطریان

شاید از همین روست که اشتفان وایلند آلمانی و گروه تئاتر «مارین باد» در تجربه اجرای مشترک نمایش با ایران، شاهنامه فردوسی و اجرای نمایشی بر اساس داستان های شاهنامه را انتخاب کرده اند.

با یک بررسی ساده و تطبیق فرهنگ و ادبیات فارسی و آلمانی و یک نگاه تطبیقی میان ادبیات حماسی ایرانی و ادبیات حماسی اروپایی می توان اشتراکاتی را هم میان این دو فرهنگ جست که البته شاید این اشتراکات چندان برجسته نباشد اما بی تردید این قابلیت را دارند که به صورت یک فصل و یا عناصری مشترک در کنار یکدیگر قرار بگیرند و نتیجه ای را رقم بزنند که حاصل کار هم برا ی مخاطب ایرانی و هم برای مخاطب آلمانی جذاب و به لحاظ رویکرد فرهنگی هم آشنا و جذاب باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 دی1388ساعت 1:58 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

"بهرام چوبین" سردار ساسانی و مدعی سلطنت در روزگار هرمز چهارم و خسرو پرویز بود که مدتی کوتاه در حدود سال‌های 951-950 میلادی بر تخت پادشاهی نشست و سرگذشت وی با حماسه و افسانه درآمیخت و از همین روی در روایات ایرانی و متون اسلامی شهرت یافت.

با این که بهرام از خاندان ساسانی نبود اما گاهی از مورخان و نویسندگان او را در فهرست پادشاهان ساسانی آورده و حتی او را بهرام ششم هم نامیده‌اند.

بهرام چوبینه، کارگردان:شکرخدا گودرزی، عکس:ناصر عرفانیان 

بهرام از آن رو که بدنی عضلانی و سترگ داشته با نام‌های چوبین و چوبینه خوانده می‌شده است. وی همچنین به سبب مهارتش در تیراندازی به آرش منسوب می‌شود. در عین حال دلاوری بهرام چوبین چنان است که در شاهنامه هرمز او را با رستم همانند می‌کنند و حتی ترکان او را در میدان جنگ برتر از رستم می‌دانند و حتی رویدادهای هفت خانی هم در دو داستان نقل شده از بهرام چوبین هم نقل شده ‌و آخرین اژدهاکشی در شاهنامه توسط بهرام روی می‌دهد. او اژدهایی آدم‌خوار به نام شیر کَپّی را در چین از پای درمی‌آورد. به دلیل شباهت‌ها و قرابت‌های همین اژدهاکشی است که گاهی بهرام چوبین با بهرام گور هم‌ردیف می‌شود و به نوعی یادآور نبردهای بهرام گور با اژدهایان می‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 دی1388ساعت 2:4 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

اريك امانوئل اشميت، نمايشنامه‌نويس فرانسوي، امروز ديگر براي مخاطب ايراني كاملا آشناست و علاقه‌مندان به آثار او به‌خوبي با ذهنيت، ديدگاه و دغدغه‌هاي او آشنايي پيدا كرده‌اند.سهراب سليمي، تنها كارگردان ايراني است كه  4نمايشنامه از اشميت را روي صحنه برده است و هم اينك نمايش «عشق‌لرزه» به عنوان چهارمين تجربه اجراي آثار اشميت به كارگرداني او در تالار چهارسو بر صحنه است.

عشق لرزه، کارگردان:سهراب سلیمی، عکس:میلاد پیامی

اشميت در نمايشنامه‌هايش همواره انسان  و انسانيت را مدنظر قرار مي‌دهد و تم اغلب آثار او حول محور انسانيت مي‌گردد و در اين راه او اغلب با دستمايه قرار دادن نوع روابط ميان انسان‌ها و با تحليل شرايط و مشكلات به مسئله انسانيت-به‌خصوص در جامعه مدرن امروزي- مي‌پردازد.

در حقيقت انسان امروز و روابط او با اجتماع و ساير انسان‌هاي موجود در اجتماع به دغدغه اصلي اشميت در نمايشنامه‌هايش تبديل شده و همواره از زاويه ديدي متفاوت به اين مسئله مي‌نگرد كه نمود كامل اين مسئله  را مي‌توان در نمايشنامه‌هايي چون «خرده‌جنايت‌هاي زن و شوهري» و «عشق‌لرزه» مشاهده كرد. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

نمايش «ليرشاه» اقتباسي از اثر جاودانه ويليام شكسپير است كه توسط حميدرضا نعيمي بازنويسي شده است و البته در رويكرد نعيمي به اين نمايشنامه نه از آن تراژدي خاص شكسپير خبري هست و نه اينكه تماشاگر خود را با يك اثر تاريخي مواجه مي‌بيند و در عين حال او با واردكردن نوعي طنز به نمايش «ليرشاه» تلاش كرده است تا نمايشنامه‌اش را به سوي نمايشي‌كمدي- تراژيك پيش ببرد.

با تمام اين تفاسير اما نمايش «ليرشاه» را نمي‌توان نمايشي كلاسيك، كمدي- تراژيك يا تاريخي دانست، بلكه با توجه به نگاه و رويكرد مدرن نعيمي به داستان و دادگر به نمايش، «ليرشاه» به نمايشي اعتراض‌گر به جريانات سياسي و مباحث يافتن قدرت تبديل مي‌شود كه با بهانه روابط خانوادگي و موقعيت‌ها و مناسبات‌ ميان شخصيت‌ها، موقعيت‌هايي پديدار مي‌شود كه به نقد حاكميت و شرايط ضدانساني حاكم مي‌پردازد و در واقع سلطه‌جويي و جاه‌طلبي‌هاي يك خانواده را به چالش مي‌كشاند.

لیرشاه  ، 
کارگردان:آرش دادگر  ، 
عکس:میلاد پیامی

دادگر در اجراي نمايش «ليرشاه» با عريان‌كردن صحنه و استفاده از ابزاري ساده چون صندلي پلاستيكي، تلاش مضاعفي براي آشنايي‌زدايي مخاطب انجام مي‌دهد و با روشن‌گذاشتن نور رو به تماشاگر، او را هم وارد بازي نمايش مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 2:26 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

نادر برهاني مرند پس از اجراي اقتباسي 2نمايش«مرگ دستفروش» از آرتورميلر و « مرغابي وحشي» اثر هنريك ايبسن اين‌بار نمايشي از فردريش دورنمات را با عنوان « رمولوس كبير» براي اجرا انتخاب كرده و تلاش داشته تا با بهره‌گيري از تجربيات قبلي گروه در دراماتورژي و كارگرداني، اين نمايش را با رويكردي مدرن روي صحنه ببرد.

برهاني مرند در اجراي «رمولوس كبير» اما آن رويكرد  و نگاه را نتوانسته حاكم كند و تنها در تحليل اثر تغييراتي عمدتا جزئي وارد كرده و به كليت اثر وفاداري بيشتري به خرج داده است و در نهايت نمايش در فضايي ميان رويكردي مدرن و دنياي كلاسيك‌اش باقي‌مانده است.

رومولوس کبیر، کارگردان:نادر برهانی مرند، عکس:رضا معطریان

ساختار كلي حاكم بر نمايش و روايت، همان ساختار كلاسيك حاكم بر نمايشنامه است و حتي ادبيات و زبان نمايش هم به تبعيت از همان فضاي كلاسيك نمايش مي‌پردازد اما در طراحي صحنه نمايش با حفظ اصول و قواعد معماري كلاسيك همان برهه زماني،‌نوعي رويكرد مدرن در طراحي صحنه نمايش لحاظ شده كه فضايي بينابيني را رقم زده است كه در عين حفظ كليت كلاسيك اثر، حكايتگر تلاش كارگردان براي ايجاد يك رويكرد جديد به داستان است. نمايش «رمولوس كبير» در واقع يك موقعيت كمدي از امپراتوري روم غربي است كه حكومت در حال سقوط «رمولوس» امپراتور روم را نمايان مي‌كند و در خلال شرايط و وضعيت ترسيم شده، دورنمات به نقد و تحليل قدرت و خاصيت‌هاي آن از بعد جامعه‌شناختي و بعضا روانشناختي مي‌پردازد و زوايايي پنهان و نهان از قدرت را روايت مي‌كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 2:34 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

نمايش «پيچ ‌تند» را به لحاظ مضمون و محتوا بايد در حيطه نمايش‌هاي سياسي- اجتماعي بررسي و ارزيابي كرد.اين نمايش به لحاظ ساختار روايي، بستر و زمينه‌اي اجتماعي در يك نهاد كوچك اجتماعي را داراست و در عين حال رگه‌هايي از سياست در دل نمايش و در پس‌زمينه شخصيت‌هاي نمايش قرار گرفته و وجهي سياسي به اثر بخشيده است.

نمايش پيچ‌ تند در سال 1367 و در زمان صدور قطعنامه پايان جنگ ايران و عراق شكل‌مي‌گيرد و حال‌وهوا و فضاي آن سال‌ها را روايت مي‌كند اما در واقع اين نمايش به وقوع جريانات و رخدادهاي سياسي در يك برهه زماني در حدود 10سال مي‌پردازد. عباسي با تلفيق رويدادهايي كه در اين دهه شكل مي‌گيرد و انتخاب سال‌هاي پاياني، بزرگ‌ترين رويدادهاي سياسي- اجتماعي در دهه60 را محور شكل‌گيري نمايش پيچ‌ تند قرار داده است.

نگاهی به نمایش”پیچ تند” نوشته آرش عباسی و کارگردانی کتایون فیض مرندی

در اين برهه زماني انقلاب اسلامي به پيروزي مي‌رسد و به فاصله 2سال بعد از آن عراق به ايران حمله مي‌كند و در اواخر دهه50 و اوايل دهه60 است كه گروه‌ها و احزاب سياسي مختلفي شكل مي‌گيرند و فعاليت‌هاي خرابكارانه از سوي آنها شدت مي‌گيرد كه اينگونه فعاليت‌ها تا پايان جنگ تحميلي ادامه دارد و تقريبا در سال67 و با پايان‌يافتن عمليات مرصاد، آتش تند اقدامات سياسي و خرابكارانه گروه‌ها به پايان مي‌رسد. با اينكه نمايش پيچ‌ تند در سال67 تصوير مي‌شود اما ردپاي تمام اين رويدادها و اتفاقات يا از طريق داستان و يا در دل شخصيت‌ها قرارگرفته  و پيشينه شخصيت‌هاي نمايش است كه درام را تشكيل مي‌دهد و به عنصر پيش‌برنده داستان نمايش تبديل مي‌شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

هنگامه قاضیانی تنها بازیگری نیست که از تئاتر به سینما می‌رود؛ اما می‌توان او را جزء معدود بازیگران تئاتری دانست که با حضور کوتاهش در عرصه سینما موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر شده است.

گفت‌وگو با هنگامه قاضیانی، بازیگر نمایش”خنکای ختم خاطره” 

او حالا پس از 4 سال دوری از تئاتر، مجدداً پا به صحنه گذاشته، اما این غیبت 4 ساله را چندان مرتبط با حضورش در سینما نمی‌داند و معتقد است شرایط سبب شده تا مدتی از صحنه دور باشد.
قاضیانی هم اینک در نمایش"خنکای ختم خاطره" به ایفای نقش می‌پردازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 8:36 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

حسين كياني، با اجراي نمايش «اهل قبور» اين بار برخلاف ساير آثارش از سال‌ها و دهه‌هاي گذشته فاصله زيادي گرفته و پا به دنياي معاصر امروز گذاشته است.

او حتي در شيوه اجرايي و ساختار نمايش هم تفاوت‌هاي زيادي در اجرايش قائل شده و شباهت و قرابت چنداني ميان نمايش «اهل قبور» و ساير كارهايش چون «بيداريخانه نسوان»، «مضحكه شبيه قتل»، «تياتر اجباري» و... ديده نمي‌شود؛ از همين رو مي‌توان نمايش «اهل قبور» را متفاوت‌ترين نمايش كياني در سال‌هاي اخير دانست كه با رويكرد و ديدگاهي تازه نسبت به آثار گذشته‌اش روي صحنه رفته است.

اهل قبور  ، 
کارگردان:حسین کیانی  ، 
عکس:ناصر عرفانیان

كياني همواره در نمايش‌هايش منتقد سرسخت شرايط و اجتماع است و هميشه به نقد روابط اجتماعي پرداخته و البته در اين روند، او همواره نيم‌نگاهي هم به مسائل سياسي و تاثيرگذاري نگاه و رويكردهاي حاكمان سياسي در مسائل و مضامين اجتماعي داشته است. به عنوان مثال نمايش «بيداريخانه نسوان» با اينكه با محوريت نمايشنامه‌نويسي زنان و مشكلات پيش روي فعاليت‌هاي هنري زنان روي صحنه رفت اما به طور كامل، اين نمايش نقدي عليه حاكمان سياسي البته اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي بود كه به صراحت از بازيچه شدن هنر و ابزاري براي حكومت حاكمان سخن مي‌گفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

حامد بهداد فارغ‌التحصیل تئاتر است و در دوران دانشجویی هم در حیطه تئاتر فعالیت‌هایی داشته اما با پایان تحصیلاتش در دانشگاه جذب سینما شد و تمام فعالیتش به حضور در سینما معطوف شد. تا امروز که 10 سال از آن روزها گذشته، او دیگر فعالیتی در عرصه تئاتر نداشته است تا این روزها او در نمایش"سگ ـ سکوت" به کارگردانی آروند دشت‌آرای ایفای نقش می‌کند.

خودش معتقد است: شهرت او که از سینما برایش مانده، عامل جذب تماشاگر برای تئاتر است و به همین دلیل هم هست که در تمام طول مصاحبه‌ مدام از خودش و توانایی‌هایش در بازیگری سخن می‌گوید و تلاش می‌کند تا به تو بقبولاند که بازیگر خوبی است. در عین حال حامد بهداد البته انسان متواضعی است؛ اما بازیگر متواضعی نیست و با تکیه بر کارنامه‌اش در سینما و نه در تئاتر، خود را بیش از آن چه که هست می‌داند؛ ‌البته از حق نگذریم که موفقیت‌هایش در سینما هم قابل انکار نیست. در عین حال او آدم صادقی است و هر چه در دل دارد به زبان می‌آورد و هراسی از بیان آن چه که در ذهنش می‌گذرد، ندارد. شما هم می‌توانید درباره او و نوع حضورش بر صحنه یا پرده سینما قضاوت کنید. شاید مطالعه این گفت‌وگو در این قضاوت یاری دهنده خوبی برایتان باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 7:32 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

 "برشت" در اغلب نمایشنامه‌هایش به طرح مسئله‌هایی می‌پردازد که تا پیش از آن، کمتر به آن‌ها توجهی شده از همین روست که در آثار او اصل تکوین و دگرگونی دیالکتیکی حاکم است. در واقع برشت همیشه در نمایشنامه‌هایش رو در روی واقعیت دوران خویش ایستاده و به تقابل با آن می‌پردازد.

آدم،آدم است  | 
کارگردان:ندا شاهرخی  | 
عکس:رئوفه رستمی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 7:25 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

خلاقيت و نوآوري اساسي‌ترين و اصلي‌ترين شاخصه آثار نيما‌دهقان و حميدرضا آذرنگ استكه در طول اجراهاي گذشته‌شان كه چه به صورت جمعي يا انفرادي بوده، بارها اين مقوله را به رخ كشيده‌اند؛از همين رو مي‌توان نيما دهقان و حميدرضا آذرنگ را به ترتيب كارگردان و نمايشنامه‌نويسي تجربه‌گرا دانست.

آذرنگ در اغلب نمايشنامه‌هايش، رويكرد و نگاهي متفاوت در پيش مي‌گيرد و اصولا علاقه خاصي به ساختارشكني در حيطه نمايشنامه‌نويسي كلاسيك دارد و تاكنون نمايشنامه‌هاي موفقي چون «خيال روي خطوط موازي»، «روزي روزگاري آبادان» و... را خلق كرده است.

مادر مانده،ما درمانده،کارگردان:حمیدرضا آذرنگ و نیما دهقان،عکس:رئوفه رستمی

نمايشنامه «دو متر در دو متر جنگ» از ديگر نوشته‌هاي آذرنگ در پي همين نگاه و رويكرد قرار دارد كه اتفاقا به كارگرداني نيما دهقان روي صحنه رفت و يكي از تجربيات مشترك و موفق آنان محسوب مي‌شد.

 دهقان هم با كارگرداني نمايش‌هايي چون «كادانس»، «دو متر در دو متر جنگ» و... نشان داد كه فرايند تجربه‌كردن را به خوبي پشت‌سر گذاشته و مدتي است كه از اين تجربيات و رسيدن به شيوه اجرايي خاص گروهش، بهره‌برداري مي‌كند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 15 خرداد1388ساعت 9:28 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

عقربه‌هاي ساعت به تازگي از 8:30 عبور كرده بود و همچنان سكوت در مجموعه تئاتر شهر حاكم بود وراهنمايان تالارها مراجعان را به سكوت دعوت مي‌كردند تا هنرمندان با خيال راحت و در كمال آرامش به هنرنمايي‌هايشان در صحنه ادامه بدهند كه صداي زنگ تلفن روابط عمومي تئاتر شهر ناگهان اين سكوت را شكست!!!

صداي مرد ناشناسي از آن‌سوي خط به گوش مي‌رسيد و حاكي از تهديدي بود كه البته در ابتدا چندان جدي به نظر نمي رسيد.

در تئاتر شهر بمب‌گذاري شده است!!!

پيام همين بود؛ كوتاه و مختصر و باور نكردني .در ابتدا همه چيز رنگ و بوي شوخي به خود گرفته بود و كسي آن‌طور كه بايد از اين مسئله هراسي به‌دل راه نمي‌داد. در ابتدا همه مي‌پنداشتند اين تماس چيزي جز يك شوخي نبايد باشد.

تا زماني‌كه حراست مجموعه تئاتر شهر از طريق روابط عمومي در جريان قرار گيرد و همه باور كنند كه مسئله بمب‌گذاري شوخي يا جدي است، زمان زيادي نگذشته بود كه براي بار دوم زنگ تلفن به صدا درآمد؛ سكوت حاكم بر فضاي روابط عمومي تئاتر شهر كه از همان پيغام كوتاه تلفني ناشي شده بود به يكباره شكست. نفس‌ها در سينه حبس شده بود و كسي قدرت تفكر و جرات تصميم گرفتن نداشت و همه مسخ شده تنها با نگاه‌هايي نگران به هم مي‌نگريستند.

اين‌بار ديگر صدا آشنا بود و غريبه دقايقي پيش، ديگر غريبه نبود و نه تنها از صدايش كه از مفهوم پيامش هم مي‌شد فهميد كه آن‌سوي خط كيست و چه مي‌گويد...

حكايت در حالي تكرار مي‌شد كه عقربه‌هاي ساعت به‌تازگي روي عدد 8:40 آرام گرفته بودند.

حراست تئاتر شهر تصميم گرفت به بهانه احتمال قطع برق به سرعت مجموعه را تخليه كند و درب‌هاي سالن اصلي يكي پس از ديگري به سرعت گشوده مي‌شدند.

بازيگران بي‌خبر از همه‌جا به طنازي در صحنه ادامه مي‌دادند و در مخيلاتشان هم نمي‌گنجيد كه اتفاقي چنين در راه باشد...

اجراي سالن اصلي نيمه‌تمام ماند و تماشاگران به طرف درب‌هاي خروج هدايت مي‌شدند، هر يك از تماشاگران زير لب چيزي زمزمه مي‌كردند و غرغركنان راه خروج را در پيش مي‌گرفتند كه ناگهان اصل واقعه ميان تماشاگران بروز كرد، اين بار حتي sms هم به لحاظ سرعت در اطلاع رساني كم آورده بود؛ خبر اما زماني منعكس شد كه تقريبا تئاتر شهر خالي شده بود و جمعيت زيادي در مقابل مجموعه تئاتر شهر تجمع كرده بودند و منتظر فرو ريختن تنها مجموعه تئاتري كشور بودند كه خودروي سمند نيروي انتظامي با چراغ‌هاي گردان از راه رسيد و به خيل جمعيت تماشاگر مقابل تئاتر شهر پيوست، اندكي بعد دو موتور سوار گشت هم به اين جمعيت اضافه شدند و سپس همه چيز به خوبي و خوشي به پايان رسيد...

جمعيت اندك اندك از تئاتر شهر فاصله مي‌گرفتند ولي هنوز خبري از واحدهاي خنثي سازي بمب يا يگان‌هاي ويژه و ... نبود تا بر همگان ثابت شود كه هيچ حادثه‌اي در راه نيست...

دقايقي پیش سرهنگ محسن خانلرچي معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی در گفت‌وگو با خبرگزاري ايرنا به تكذيب شايعه بمب‌گذاري در تئاتر شهر پرداخت و اعلام كرد كه واحدهاي خنثي سازي بمب بلافاصله وارد عمل شده‌اند و پس از بررسي متوجه شده‌اند كه بمبي در كار نيست و ...

بار ديگر مشخص شد كه درب ورودي تالار قشقايي همچنان بسته است و بسته خواهد ماند تا در صورت وقوع چنين رويداد‌هايي شاهد يك فاجعه بزرگ باشيم و آن‌قدر به دنبال مقصر بگرديم تا اصل فاجعه مشمول مرور زمان شود و به كمك حافظه كوتاه تاريخي‌امان فراموش كنيم كه اصول اوليه امداد و نجات در تئاتر شهر وجود خارجي ندارد ...

اورژانس، آتش‌نشاني و ساير واحدهاي امداد و نجات هم ثابت كردند كه تئاتر، هنرمندانش، تماشاگرانش و حتي كاركنانش هم به فراموشي سپرده شده‌اند و گويي آنان از اين جامعه نيستند.

در حالي كه همه نگاه‌ها محو ساختمان زيباي تئاتر شهر شده بود صدايي نگاه‌ها را متوجه خود كرد؛ اين صدا نه از آژير آمبولانس بود و نه از آژير ماشين پليس و يا آتش نشاني ...

صدايي برخاسته از يك تلفن همراه بود كه شعر سيد علي صالحي را زمزمه مي‌كرد:

           ... حال همه ما خوب است

                                            اما تو باور نكن ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

در باب تئاتر مصداق و مثالي وجود دارد مبني براينكه اجراي تئاتر مانند يخي است كه آب مي‌شود و تمام مي‌شود و جز يك خاطره چيز ديگري از آن برجاي نمي‌ماند.هنرمندان و تماشاگران زيادي بوده‌اند كه همواره در حسرت اجراي دوباره  نمايشي به سر برده‌اند كه اجراي آن به يادماندني بوده و جز خاطراتي از اجرا و موفقيت‌هايش، چيز ديگري بر جاي نمانده است.

با نگاهي كوتاه به فهرست نمايش‌هاي 2يا 3 سال گذشته اما در صحت اين مصداق ترديدهايي وارد مي‌شود. تئاتر هنري ميرا است و حتي با ضبط تلويزيوني و... هم نمي‌توان ماندگاري آن را رقم زد اما تلاش‌هاي اداره كل هنرهاي نمايشي در اين سال‌ها، اين قاعده را به نوعي برهم زده است. به عنوان مثال به تازگی، همانند سال گذشته و براي دومين‌بار متوالي نمايش «شعله در زمهرير» پس از اجرا در تالار وحدت، دوباره در سالن اصلي تئاتر شهر روي صحنه رفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  | 

در حالي كه هفته گذشته رسانه‌ها از مناقشه ميان اهالي سينما و مسئولان براي حضور در جشنواره كن خبر مي‌دادند و سرانجام نتيجه‌اي هم براي هنرمندان در پي نداشت، خبري عجيب‌تر و غافلگيركننده‌تر از مناقشات هفته‌هاي گذشته براي حضور در كن و البته درباره برخي حاضران در اين جشنواره خبر مي‌داد.

خبر حضور مسئولان تئاتري در جشنواره كن كه ابتدا توسط خبرگزاري فارس منتشر شد به مراتب عجيب‌تر از آن بود كه تلاش‌هاي هنرمندان سينمايي (با قبول هزينه‌ها توسط شخص) امكان حضور در اين جشنواره را پيدا نكردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 اردیبهشت1388ساعت 5:3 بعد از ظهر  توسط مهرداد ابوالقاسمی  |