|
دست نوشته های یک روزنامه نگار
|
چرا در بيشتر نمايشهايتان از دو الهه"شيوا" و"ويشنو" استفاده ميكنيد؟ به نظر ميرسد اساس نمايشهاي هنر بر پايه همين دو الهه شكل ميگيرد.
علت اصلي اين امر اين است كه شيوا و ويشنو موجودات بسيار ارزشمندي براي مردم هند هستند و از خدايان مقدس ما محسوب ميشوند. به علت تقدس آنهاست كه ما نمايشهايمان را بر پايه آنها طرح ميكنيم. در حقيقت آنان شخصيتهاي اصلي عمده آثار ما محسوب ميشوند. همچنين اين الهگان از زمان اجداد ما وجود داشتهاند و سنت كشور ما محسوب ميشوند؛ ما هم تلاش ميكنيم تا اين سنتها را حفظ كنيم. به همين علت در نمايشهايمان از آنها استفاده بسيار ميكنيم. در اصل به دنبال نشان دادن آئينها و سنتهاي قديمي هنديم و قصد نداريم اتفاق جديدي را رقم بزنيم.
در حال حاضر جامعه به سمت پست مدرنيسم در حال پيشروي است، يعني مردم هند علاقهاي به اين دنياي مدرن ندارند و ميخواهند همچنان به سنتهاي خود پايبند باشند؟
اسم جشنواره شما، جشنواره نمايشهاي آئيني ـ سنتي است. براي شركت در اين جشنواره نبايد از من انتظار داشته باشيد كه نمايش مدرني را روي صحنه بياورم؛ بايد نمايشي آئيني ـ سنتي را براي حضور در اين جشنواره آماده ميكردم. من با نمايشي سنتي در اين جشنواره شركت كردم چرا كه بايد نمايش مورد نظر ما در راستاي اهداف جشنواره قرار ميگرفت.
البته منظور من اين جشنواره نبود!
در هند نمايشهاي ديگري را با موضوعات و رويكردهاي متفاوت از جمله ايدز، تحصيلات، سياست و... روي صحنه بردهام؛ در زمينه نمايشهاي سنتي هم چندي پيش نمايشي درباره جهيزيه بردن دختر به خانه بخت، كه از آداب و رسوم امروزي هند است، اجرا كردم.
در جشنواره آئيني ـ سنتي امسال كارگردانان بسياري با رويكردي جديد و مدرن سراغ آئينها و سنتها رفته و نمايشي بديع خلق كردهاند كه به سبب امروزي بودن آنها، اتفاقاً تماشاگران هم از اين نمايشها استقبال خوبي كردهاند. اما به نظر ميرسد در هند، در زمينه اجراي نمايشهاي آئيني ـ سنتي از رويكرد جديد و نگاه امروزي خبري نيست!
من با شما درباره اين كه ميتوان به هنرهاي سنتي نگاه جديدي داشت، موافقم و برخي از كارهايي را كه شما اشاره كرديد ديدم و بسيار لذت بردم، اما كار من هم در نوع خودش جذاب است. اما به علت اين كه مخاطبان نتوانستند با زبان هندي ارتباط برقرار كنند، از تماشاي نمايش منصرف شدند. در ابتداي اجراي ما تماشاگران زيادي به سالن آمدند اما زماني كه نمايش به پايان رسيد و من به جلوي پرده آمدم ديدم تنها 6-5 نفر تماشاگر در سالن باقي ماندهاند. در حقيقت علت اصلي اين اتفاق بيگانه بودن مخاطبان با زبان هندي نمايش بود. به نظرم نقص كار من اين بود كه زبان هندي زبان جذابي براي مخاطب نبوده است. براي دفعه بعد قصد دارم نمايشم را به فارسي ترجمه كنم تا براي مخاطبان قابل فهم باشد و بتوانند راحتتر با آن ارتباط برقرار كنند.
چرا يك نمايش عروسكي را براي اجرا در ايران انتخاب كردهايد؟ آيا نمايش خود را نمايش عروسكي ميدانيد؟
به طور قطع نمايش من عروسكي است، اما جزء نمايشهاي عروسكي با تكنيك سايه محسوب ميشود. تفاوت اين نوع نمايش با ساير آثار نمايش عروسكي در اين است كه در نمايش عروسكي عروسكگردان روي صحنه ميرود اما در تكنيك سايه، عروسكگردان پشت پرده و به دور از چشم تماشاگران فعاليت ميكند.
عمده فعاليت شما در حوزه نمايش عروسكي است؟
خير، من فقط در زمينه نمايش عروسكي فعاليت ميكنم. به نظر خودم كاري كه من ميكنم واقعاً بيهمتاست و هيچ كجاي دنيا اين تكنيك به اين شيوه اجرا نميشود و عروسكهاي به اين بلندي را فقط در هند ميسازند. هنر ما اين است كه در هر اجرا حداقل از 40 تا 45 عروسك استفاده ميكنيم. نمايش عروسكي هند، نمايشي منحصر به فرد است كه جذابيتهاي خاص خود را دارد.