|
دست نوشته های یک روزنامه نگار
|
پيش از سفر به ايران، چه شناختي از اين كشور داشتيد؟
من هم مثل ديگر مردم اروپا و امريكا، شناخت چنداني از اين كشور نداشتم. اما حالا كه به ايران آمدهام و از نزديك اين كشور را ميبينم و با مردمانش ارتباط برقرار ميكنم، ديدگاهم بسيار تغيير كرده است. ايران كشور خوبي است و مردمان بسيار مهرمان و مهماننوازي دارد.
نمايش"در ونيز بمير" را براساس نمايشنامههاي شكسپير نوشتهايد. چرا آثار اين نويسنده را براي اجراي نمايش انتخاب كرديد؟
اين نمايش در حقيقت برداشتي آزاد از نمايشنامههاي"تاجر ونيزي"، "رومئو و ژوليت" و"اتللو" است كه البته براي اجراي اين نمايش تا حد زيادي اثر را امروزي كردهايم. در نگارش نمايشنامه تلاش كردم كه رويكردي جديد و امروزي به اين آثار داشته باشم و به سمت نمايشي كردن اثر پيش بروم. به همين منظور و براي غنيتر كردن داستان نمايش، شخصيتهايي را به نمايش اضافه كردم.
به نظر ميرسد به عناصر تشكيل دهنده نمايش كمديا دلارته توجه ويژهاي داشتهايد.
نمايش"در ونيز بمير" براساس قواعد كلاسيك كمدي دلارته ايتاليايي شكل گرفته و دقيقاً به همين خاطر است كه عناصري چون دسيسه و توطئه، عشق، نفرت و... در قالب حركات جذاب صحنهاي در نمايش نمود بيشتري پيدا ميكند.
شكستن مرز قرارداد صحنهاي با تماشاگر از همان ابتداي نمايش شما صورت ميگيرد. بازيگران پس از معرفي رو در روي خود با تماشاگران روي صحنه ميروند، با پايان يافتن بازيهايشان از صحنه خارج ميشوند و در كنار سكوي نمايش مينشينند. اين نوع ارتباط با مخاطب و شكستن مرز قرارداد صحنهاي از ديگر ويژگيهاي كمديا دلارته است؟
بله. اين كار يكي از مشخصههاي اصلي نمايش كمديا دلارته است و در حقيقت ديوار چهارمي كه در تئاتر از آن ياد ميشود و مرز ارتباطي مخاطب با نمايش است در كمديا دلارته به هيچ عنوان وجود ندارد. تماشاگر و بازيگر در نمايش كمديا دلارته بايد با يكديگر ارتباط نزديك و تنگاتنگ داشته باشند.
تماشاگر در نمايش كمديا دلارته چه تأثيري دارد؟ آيا او اجازه دارد وارد نمايش شود و در مقابل بازيگر هم ميتواند به لحاظ كلامي و رفتاري با تماشاگر ارتباط برقرار كند؟
بله. بازيگر و تماشاگر از اركان اصلي نمايش كمديا دلارتهاند. بداههپردازي هم دقيقاً در راستاي همين رويداد صورت ميگيرد و بازيگر مجاز است در هر جايي از نمايش كه اقتضا ميكند، با تماشاگر ديالوگ رد و بدل كند و حتي از او سؤال كند و جواب بگيرد. در حقيقت هيچ مانعي پيش روي ارتباط بازيگر و تماشاگر وجود ندارد.
در اصل نمايش كمديا دلارته در قرون 16 و 17 در ميدانهاي شهر اجرا ميشده است. بنابراين، در ارتباط تنگاتنگ با مردم قرار داشته است. كمديا دلارته در جشنها و مراسمهاي خاص در خيابانها اجرا ميشد و مردم نقش مهمي در شكلگيري نمايش داشتند و اين ارتباط تا امروز ادامه دارد.
پس كمديا دلارته را بايد نمايش ملي و مردمي، كشور ايتاليا دانست كه بقاي خود را از دست نداده و براي مردم ايتاليا از اهميت ويژهاي برخوردار است.
بله! كمديا دلارته نمايشي كاملاً مردمي است. يا به عبارتي اين نمايش 99 درصد مردمي است(ميخندد)
ديالوگ و حركت هر يك تا چه حد در نمايش كمديا دلارته نقش دارند؟
ديالوگ، حركت و تصوير از عناصر اصلي شيوه اجرايي نمايشهاي كمديا دلارته محسوب ميشوند. در اين نمايش هم من تلاش كردم با بهكارگيري اين عناصر بتوانم در اجرا، ارتباط مناسبي با مخاطب برقرار كنم. البته تمام سعي من بر اين بود كه به وحدت و توازن ميان اين عناصر برسم و از كاركرد هر يك از آنها استفاده مطلوب كنم؛ در عين حال اين عناصر را همچون مكمل و متمم يكديگر به كار ببرم.
اما در برخي از نمايشهاي كمديا دلارته تأكيد روي گفتار است تا حركت و تصوير!
خب. بله در برخي نمايشهاي كمديا دلارته تأكيد روي گفتار است و اين شيوهاي است كه برخي كارگردانان براي خود برميگزينند اما من اين كار را نكردم.
در نمايش كمديا دلارته تصوير تا چه حد ملاك و معيار محسوب ميشود؟
در حقيقت در كمديا دلارته مبنا بر حركات جسمي و فيزيكي بازيگر است. بعد همراه با اين عوامل گفتار مطرح ميشود كه با حركت عجين ميشود و در حقيقت شاكله اصلي نمايش كمديا دلارته را شكل ميدهد.
روايت در نمايش"در ونيز بمير" ركن اصلي و اساسي محسوب ميشود. آيا به سبب ويژگيهاي گفتاري اين نوع نمايش تا اين حد از روايت استفاده كرديد؟
ما نمايش را امروزي كردهايم. از نمايشنامههاي شكسپير نمايشي امروزي درست كردهايم كه رگهها و شخصيتهايي از آثار شكسپير را در خود نهفته دارد. براي رسيدن به اين نقطه اين نوع روايت را انتخاب كرديم و اين مسئله را در بروشور نمايش هم توضيح دادهايم. به هر حال هر نمايش به خصوص نمايشهاي مردمي داراي قصه و روايتاند و اين نوع روايت كردن به علت نوع نگاه من به اين نمايشنامهها بوده است.