|
دست نوشته های یک روزنامه نگار
|
در حالي كه هفته گذشته رسانهها از مناقشه ميان اهالي سينما و مسئولان براي حضور در جشنواره كن خبر ميدادند و سرانجام نتيجهاي هم براي هنرمندان در پي نداشت، خبري عجيبتر و غافلگيركنندهتر از مناقشات هفتههاي گذشته براي حضور در كن و البته درباره برخي حاضران در اين جشنواره خبر ميداد.

خبر حضور مسئولان تئاتري در جشنواره كن كه ابتدا توسط خبرگزاري فارس منتشر شد به مراتب عجيبتر از آن بود كه تلاشهاي هنرمندان سينمايي (با قبول هزينهها توسط شخص) امكان حضور در اين جشنواره را پيدا نكردند.
حسين پارسايي، مدير كل هنرهاي نمايشي، محمد حيدري، مدير مجموعه تئاتر شهر و مجيد جوزاني، مديرعامل خانه هنرمندان به همراه محمد اطبايي، مدير بخش بينالملل اداره كل هنرهاي نمايشي، از جمله مسئولان تئاتري حاضر در جشنواره كن بودند كه البته حساب محمد اطبايي را بهدليل فعاليتهاي سينمايياش و حضور چندين باره در اين مراسم بايد از سه مدير ديگر جدا دانست.
در حالي كه اداره كل هنرهاي نمايشي در آستانه برگزاري جشنواره تئاتر مقاومت (كه در خرمشهر برگزار ميشود) بهسر ميبرد، مسئولان تئاتري در كن مشغول تماشاي فيلمهاي جشنواره امسال بودند و در راهروهاي اداره كل و تئاتر شهر هركس سراغي از پارسايي و حيدري ميگرفت، جوابي جز اينكه «به خرمشهر رفتهاند...» دريافت نميكرد و در انتظار بازگشت آنان از خرمشهر مينشست.
البته اين نخستين باري نيست كه مسئولان با نام شهرستانها، هزاران كيلومتر از ايران دور ميشوند و تاكنون دليلي براي چنين اقدامي نداشتهاند و بهراستي مگر غير از اين است كه مجوز چنين سفرهايي را بايد وزير صادر كند؟!
![]()
با اين وجود مشخص نيست كه چرا مديران تئاتري براي خروج از كشور، هميشه شهرستانها را بهعنوان مقصد معرفي ميكنند.
تا پيش از اين پارسايي چندينبار از اين روش استفاده كرد و به جشنوارههاي مختلفي رفته است و در پاسخ، بيشتر از يك لبخند تحويل خبرنگاران نداده است و بهراستي مشخص نيست چرا براي حضور در جشنوارههاي تئاتري هراس از اطلاعرساني دارد!
زماني كه محمد حيدري مدير امور استانهاي اداره كل هنرهاي نمايشي بود همزمان با برگزاري جشنواره روهر، يك هفتهاي را به شهرستان سفر كرد اما به فاصله يك هفته بعد از اين سفر، يكي از روزنامههاي صبح گفتوگويي با پارسايي درباره دستاوردها و اهداف اين سفر منتشر كرد كه اتفاقا عكس اختصاصي اين گفتوگو، تصويرگر روزهاي جشنواره بود و محمد حيدري در ميان 12-10 نفر حاضر در عكس، در وسط كادر حضور داشت و براي برخي تداعي شده بود كه او در اين مدت در آلمان بهسر ميبرده است!!
در حالي كه دولت نهم در آخرين روزهايش بهسر ميبرد بهنظر ميرسد، مديران ديگر پايبندي چنداني به اصول و قواعد كاريشان ندارند و بيش از 4 سال گذشته خود را از پاسخگويي به رسانهها مبرا ميدانند.
در حالي كه هنرمندان سينمايي زيادي تلاش كردند تا در اين دوره از جشنواره كن حضور داشته باشند و حتي عده زيادي حاضر بودند تمام هزينههاي سفر را بهطور شخصي پرداخت كنند و حتي اعضاي كانون كارگردانان خانه سينما هم توفيقي در اين راه بهدست نياوردند، مشخص نيست چگونه و با حمايت مادي و معنوي كدام بخش دولتي، مديران تئاتري توانستند در زير چتر سينماي ايران در كن حاضر شوند!
هماينك اين سوال در ذهن اهالي سينما وجود دارد كه مديران تئاتري با چه استدلالي در اين جشنواره حاضر شدند و هزينههاي سفر آنان از كجا پرداخت شده؟! اگر بخش دولتي (در حوزه سينما) حاضر به پرداخت اين هزينهها شده است ضربالمثل «چراغي كه به خانه رواست، به مسجد حرام است» مصداق پيدا ميكند. اگر هزينه سفر مديران تئاتري از حوزه تئاتر پرداخت شده است، اين سوال مطرح ميشود كه چرا بايد بودجه تئاتر صرف سفرهاي تشريفاتي مديران تئاتري شود؟! تنها پاسخ روشن و محكمي كه ميتواند از سوي مديران تئاتري مطرح شود، اين است كه آنان با هزينه شخصي و از جيب خود، صرفا به دليل علاقه شخصي رهسپار كن شدهاند كه البته اين نيز جاي سوال دارد كه چرا اهالي سينما با حصول شرايط و با دارا بودن امتياز سينمايي بودن و هنرمند بودن (در قياس با مديران تئاتري) بهرغم تمام پيگيريهايشان نتوانستند خود را به سايه چتر سينماي ايران برسانند.
سوال اساسي ديگري كه در اين زمينه مطرح است، اين است كه آيا واقعا وزير ارشاد در جريان سفر مديران تئاتري به كن بوده است يا به دليل مشغلههاي فكري فراوان، به دليل برگزاري نمايشگاه كتاب، بدون توجه به متن نامه، برگه مجوز سفر مديران تئاتري به كن را امضا كرده است؟!
اگر دستاورد سفرهاي بينالمللي مديران تئاتري را بخواهيم در بخشهاي بينالمللي جشنوارههاي تئاتري بررسي كنيم، به نتيجهاي جز افت بخش بينالملل جشنوارههاي معتبري چون فجر نميرسيم و دليل و ضرورت انجام اين سفرها جز براي تفريح و گردش، پوچ و بياساس بهنظر ميرسد.
اي كاش اين سفرها به مراودات بينالمللي منجر ميشد و دستاوردهايي چون تبادل فرهنگ و اطلاعات را در پي داشت تا مديران پس از خواندن اين دست مطالب با كينهورزي، حسادت، بغض، تسويهحساب شخصي، سياهنمايي و... را به عنوان انگيزه به نگارندگان اين مطالب نسبت نميدادند.