<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>mehr</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/</link>
<description>دست نوشته های یک روزنامه نگار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 06 Oct 2009 17:05:39 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>صحنه برای من جادو دارد/گفت‌وگو با هنگامه قاضیانی</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-50.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هنگامه قاضیانی تنها بازیگری نیست که از تئاتر به سینما می‌رود؛ اما می‌توان او را جزء معدود بازیگران تئاتری دانست که با حضور کوتاهش در عرصه سینما موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن جشنواره فیلم فجر شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG id=TB_Image style=&quot;WIDTH: 293px; HEIGHT: 279px&quot; height=445 alt=&quot;گفت‌وگو با هنگامه قاضیانی، بازیگر نمایش”خنکای ختم خاطره”&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/data/uploads/news/img/26925_Y_Hengameh-G04Oct09041132pm.jpg&quot; width=441&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;FONT-SIZE: 1.2em&quot; align=justify&gt;او حالا پس از 4 سال دوری از تئاتر، مجدداً پا به صحنه گذاشته، اما این غیبت 4 ساله را چندان مرتبط با حضورش در سینما نمی‌داند و معتقد است شرایط سبب شده تا مدتی از صحنه دور باشد. &lt;BR&gt;قاضیانی هم اینک در نمایش&quot;خنکای ختم خاطره&quot; به ایفای نقش می‌پردازد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 06 Oct 2009 17:05:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=50</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-50.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اقشارآسیب پذیر در ناکجاآباد/ نقدی بر نمایش&quot;اهل قبور&quot;</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-49.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=NewsBody align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حسين كياني، با اجراي نمايش «اهل قبور» اين بار برخلاف ساير آثارش از سال‌ها و دهه‌هاي گذشته فاصله زيادي گرفته و پا به دنياي معاصر امروز گذاشته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;او حتي در شيوه اجرايي و ساختار نمايش هم تفاوت‌هاي زيادي در اجرايش قائل شده و شباهت و قرابت چنداني ميان نمايش «اهل قبور» و ساير كارهايش چون «بيداريخانه نسوان»، «مضحكه شبيه قتل»، «تياتر اجباري» و... ديده نمي‌شود؛ از همين رو مي‌توان نمايش «اهل قبور» را متفاوت‌ترين نمايش كياني در سال‌هاي اخير دانست كه با رويكرد و ديدگاهي تازه نسبت به آثار گذشته‌اش روي صحنه رفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;&lt;IMG id=TB_Image style=&quot;WIDTH: 432px; HEIGHT: 243px&quot; height=453 alt=&quot;اهل قبور  ، 
کارگردان:حسین کیانی  ، 
عکس:ناصر عرفانیان&quot; src=&quot;http://theater.ir/data/uploads/news/gallery/25718/8816Aks.Naser-04Jul09101135am.jpg&quot; width=679&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=NewsBody align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;كياني همواره در نمايش‌هايش منتقد سرسخت شرايط و اجتماع است و هميشه به نقد روابط اجتماعي پرداخته و البته در اين روند، او همواره نيم‌نگاهي هم به مسائل سياسي و تاثيرگذاري نگاه و رويكردهاي حاكمان سياسي در مسائل و مضامين اجتماعي داشته است. به عنوان مثال نمايش «بيداريخانه نسوان» با اينكه با محوريت نمايشنامه‌نويسي زنان و مشكلات پيش روي فعاليت‌هاي هنري زنان روي صحنه رفت اما به طور كامل، اين نمايش نقدي عليه حاكمان سياسي البته اواخر دوران قاجار و اوايل دوران پهلوي بود كه به صراحت از بازيچه شدن هنر و ابزاري براي حكومت حاكمان سخن مي‌گفت&lt;/FONT&gt;. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Aug 2009 11:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=49</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-49.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> شهرت من برای تئاتر تماشاگر می‌آورد/گفت‌وگو با حامد بهداد بازيگر نمايش”سگ ـ سکوت” </title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-48.aspx</link>
<description>&lt;H4 id=newsComposer&gt;حامد بهداد فارغ‌التحصیل تئاتر است و در دوران دانشجویی هم در حیطه تئاتر فعالیت‌هایی داشته اما با پایان تحصیلاتش در دانشگاه جذب سینما شد و تمام فعالیتش به حضور در سینما معطوف شد. تا امروز که 10 سال از آن روزها گذشته، او دیگر فعالیتی در عرصه تئاتر نداشته است تا این روزها او در نمایش&quot;سگ ـ سکوت&quot; به کارگردانی آروند دشت‌آرای ایفای نقش می‌کند. &lt;/H4&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG height=302 src=&quot;http://i30.tinypic.com/1iea11.jpg&quot; width=446&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;خودش معتقد است: شهرت او که از سینما برایش مانده، عامل جذب تماشاگر برای تئاتر است و به همین دلیل هم هست که در تمام طول مصاحبه‌ مدام از خودش و توانایی‌هایش در بازیگری سخن می‌گوید و تلاش می‌کند تا به تو بقبولاند که بازیگر خوبی است. در عین حال حامد بهداد البته انسان متواضعی است؛ اما بازیگر متواضعی نیست و با تکیه بر کارنامه‌اش در سینما و نه در تئاتر، خود را بیش از آن چه که هست می‌داند؛ ‌البته از حق نگذریم که موفقیت‌هایش در سینما هم قابل انکار نیست. در عین حال او آدم صادقی است و هر چه در دل دارد به زبان می‌آورد و هراسی از بیان آن چه که در ذهنش می‌گذرد، ندارد. شما هم می‌توانید درباره او و نوع حضورش بر صحنه یا پرده سینما قضاوت کنید. شاید مطالعه این گفت‌وگو در این قضاوت یاری دهنده خوبی برایتان باشد. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 16:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=48</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-48.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیر شوم / نگاهی به نمایش”آدم، آدم است” </title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-47.aspx</link>
<description> &quot;برشت&quot; در اغلب نمایشنامه‌هایش به طرح مسئله‌هایی می‌پردازد که تا پیش از آن، کمتر به آن‌ها توجهی شده از همین روست که در آثار او اصل تکوین و دگرگونی دیالکتیکی حاکم است. در واقع برشت همیشه در نمایشنامه‌هایش رو در روی واقعیت دوران خویش ایستاده و به تقابل با آن می‌پردازد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 371px; HEIGHT: 200px&quot; id=TB_Image alt=&quot;آدم،آدم است  | 
کارگردان:ندا شاهرخی  | 
عکس:رئوفه رستمی&quot; src=&quot;http://theater.ir/data/uploads/news/gallery/26024/89937-27Jul09033751pm.jpg&quot; width=797 height=532&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Jul 2009 15:55:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=47</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-47.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ساختارشكني در داستان‌گويي/نقدی بر نمایش&quot;مادر مانده&quot;</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-46.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خلاقيت و نوآوري اساسي‌ترين و اصلي‌ترين شاخصه آثار نيما‌دهقان و حميدرضا آذرنگ استكه در طول اجراهاي گذشته‌شان كه چه به صورت جمعي يا انفرادي بوده، بارها اين مقوله را به رخ كشيده‌اند؛از همين رو مي‌توان نيما دهقان و حميدرضا آذرنگ را به ترتيب كارگردان و نمايشنامه‌نويسي تجربه‌گرا دانست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آذرنگ در اغلب نمايشنامه‌هايش، رويكرد و نگاهي متفاوت در پيش مي‌گيرد و اصولا علاقه خاصي به ساختارشكني در حيطه نمايشنامه‌نويسي كلاسيك دارد و تاكنون نمايشنامه‌هاي موفقي چون «خيال روي خطوط موازي»، «روزي روزگاري آبادان» و... را خلق كرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG id=TB_Image style=&quot;WIDTH: 393px; HEIGHT: 247px&quot; height=461 alt=&quot;مادر مانده،ما درمانده،کارگردان:حمیدرضا آذرنگ و نیما دهقان،عکس:رئوفه رستمی&quot; src=&quot;http://theater.ir/data/uploads/news/gallery/22235/647madar_mor-17May09100116am.jpg&quot; width=691&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمايشنامه «دو متر در دو متر جنگ» از ديگر نوشته‌هاي آذرنگ در پي همين نگاه و رويكرد قرار دارد كه اتفاقا به كارگرداني نيما دهقان روي صحنه رفت و يكي از تجربيات مشترك و موفق آنان محسوب مي‌شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دهقان هم با كارگرداني نمايش‌هايي چون «كادانس»، «دو متر در دو متر جنگ» و... نشان داد كه فرايند تجربه‌كردن را به خوبي پشت‌سر گذاشته و مدتي است كه از اين تجربيات و رسيدن به شيوه اجرايي خاص گروهش، بهره‌برداري مي‌كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Jun 2009 17:57:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=46</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-46.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بمب‌گذاري در تئاتر شهر/ حال همه ما خوب است ؛ اما تو باور نكن</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-45.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عقربه‌هاي ساعت به تازگي از 8:30 عبور كرده بود و همچنان سكوت در مجموعه تئاتر شهر حاكم بود وراهنمايان تالارها مراجعان را به سكوت دعوت مي‌كردند تا هنرمندان با خيال راحت و در كمال آرامش به هنرنمايي‌هايشان در صحنه ادامه بدهند كه صداي زنگ تلفن روابط عمومي تئاتر شهر ناگهان اين سكوت را شكست!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صداي مرد ناشناسي از آن‌سوي خط به گوش مي‌رسيد و حاكي از تهديدي بود كه البته در ابتدا چندان جدي به نظر نمي رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A id=myphotolink href=&quot;http://www.facebook.com/photo.php?pid=134171&amp;id=1568017926&quot;&gt;&lt;IMG id=myphoto style=&quot;WIDTH: 418px; HEIGHT: 244px&quot; height=325 src=&quot;http://photos-c.ak.fbcdn.net/photos-ak-snc1/v4548/218/33/1568017926/n1568017926_134170_3134391.jpg&quot; width=604 galleryimg=&quot;no&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;در تئاتر شهر بمب‌گذاري شده است!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پيام همين بود؛ كوتاه و مختصر و باور نكردني .در ابتدا همه چيز رنگ و بوي شوخي به خود گرفته بود و كسي آن‌طور كه بايد از اين مسئله هراسي به‌دل راه نمي‌داد. در ابتدا همه مي‌پنداشتند اين تماس چيزي جز يك شوخي نبايد باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا زماني‌كه حراست مجموعه تئاتر شهر از طريق روابط عمومي در جريان قرار گيرد و همه باور كنند كه مسئله بمب‌گذاري شوخي يا جدي است، زمان زيادي نگذشته بود كه براي بار دوم زنگ تلفن به صدا درآمد؛ سكوت حاكم بر فضاي روابط عمومي تئاتر شهر كه از همان پيغام كوتاه تلفني ناشي شده بود به يكباره شكست. نفس‌ها در سينه حبس شده بود و كسي قدرت تفكر و جرات تصميم گرفتن نداشت و همه مسخ شده تنها با نگاه‌هايي نگران به هم مي‌نگريستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين‌بار ديگر صدا آشنا بود و غريبه دقايقي پيش، ديگر غريبه نبود و نه تنها از صدايش كه از مفهوم پيامش هم مي‌شد فهميد كه آن‌سوي خط كيست و چه مي‌گويد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حكايت در حالي تكرار مي‌شد كه عقربه‌هاي ساعت به‌تازگي روي عدد 8:40 آرام گرفته بودند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;حراست تئاتر شهر تصميم گرفت به بهانه احتمال قطع برق به سرعت مجموعه را تخليه كند و درب‌هاي سالن اصلي يكي پس از ديگري به سرعت گشوده مي‌شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بازيگران بي‌خبر از همه‌جا به طنازي در صحنه ادامه مي‌دادند و در مخيلاتشان هم نمي‌گنجيد كه اتفاقي چنين در راه باشد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A id=myphotolink href=&quot;http://www.facebook.com/photo.php?pid=134170&amp;id=1568017926&quot;&gt;&lt;IMG id=myphoto style=&quot;WIDTH: 312px; HEIGHT: 415px&quot; height=519 src=&quot;http://photos-e.ak.fbcdn.net/hphotos-ak-snc1/hs081.snc1/4548_1052912934231_1568017926_134172_356386_n.jpg&quot; width=304 galleryimg=&quot;no&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اجراي سالن اصلي نيمه‌تمام ماند و تماشاگران به طرف درب‌هاي خروج هدايت مي‌شدند، هر يك از تماشاگران زير لب چيزي زمزمه مي‌كردند و غرغركنان راه خروج را در پيش مي‌گرفتند كه ناگهان اصل واقعه ميان تماشاگران بروز كرد، اين بار حتي sms هم به لحاظ سرعت در اطلاع رساني كم آورده بود؛ خبر اما زماني منعكس شد كه تقريبا تئاتر شهر خالي شده بود و جمعيت زيادي در مقابل مجموعه تئاتر شهر تجمع كرده بودند و منتظر فرو ريختن تنها مجموعه تئاتري كشور بودند كه خودروي سمند نيروي انتظامي با چراغ‌هاي گردان از راه رسيد و به خيل جمعيت تماشاگر مقابل تئاتر شهر پيوست، اندكي بعد دو موتور سوار گشت هم به اين جمعيت اضافه شدند و سپس همه چيز به خوبي و خوشي به پايان رسيد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;جمعيت اندك اندك از تئاتر شهر فاصله مي‌گرفتند ولي هنوز خبري از واحدهاي خنثي سازي بمب يا يگان‌هاي ويژه و ... نبود تا بر همگان ثابت شود كه هيچ حادثه‌اي در راه نيست...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دقايقي پیش سرهنگ محسن خانلرچي معاون عملیات فرماندهی نیروی انتظامی در گفت‌وگو با خبرگزاري ايرنا به تكذيب شايعه بمب‌گذاري در تئاتر شهر پرداخت و اعلام كرد كه واحدهاي خنثي سازي بمب بلافاصله وارد عمل شده‌اند و پس از بررسي متوجه شده‌اند كه بمبي در كار نيست و ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بار ديگر مشخص شد كه درب ورودي تالار قشقايي همچنان بسته است و بسته خواهد ماند تا در صورت وقوع چنين رويداد‌هايي شاهد يك فاجعه بزرگ باشيم و آن‌قدر به دنبال مقصر بگرديم تا اصل فاجعه مشمول مرور زمان شود و به كمك حافظه كوتاه تاريخي‌امان فراموش كنيم كه اصول اوليه امداد و نجات در تئاتر شهر وجود خارجي ندارد ... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اورژانس، آتش‌نشاني و ساير واحدهاي امداد و نجات هم ثابت كردند كه تئاتر، هنرمندانش، تماشاگرانش و حتي كاركنانش هم به فراموشي سپرده شده‌اند و گويي آنان از اين جامعه نيستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;A id=myphotolink href=&quot;http://www.facebook.com/photo.php?pid=134172&amp;id=1568017926&quot;&gt;&lt;IMG id=myphoto style=&quot;WIDTH: 320px; HEIGHT: 385px&quot; height=538 src=&quot;http://photos-d.ak.fbcdn.net/photos-ak-snc1/v4548/218/33/1568017926/n1568017926_134171_5210669.jpg&quot; width=453 galleryimg=&quot;no&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حالي كه همه نگاه‌ها محو ساختمان زيباي تئاتر شهر شده بود صدايي نگاه‌ها را متوجه خود كرد؛ اين صدا نه از آژير آمبولانس بود و نه از آژير ماشين پليس و يا آتش نشاني ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;صدايي برخاسته از يك تلفن همراه بود كه شعر سيد علي صالحي را زمزمه مي‌كرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;          &lt;FONT size=4&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;... حال همه ما خوب است&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;                                            اما تو باور نكن ...&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 May 2009 20:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=45</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-45.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه اجرای نمایش های تکراری/مناسبت يا مناسبات؟</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-44.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در باب تئاتر مصداق و مثالي وجود دارد مبني براينكه اجراي تئاتر مانند يخي است كه آب مي‌شود و تمام مي‌شود و جز يك خاطره چيز ديگري از آن برجاي نمي‌ماند.هنرمندان و تماشاگران زيادي بوده‌اند كه همواره در حسرت اجراي دوباره  نمايشي به سر برده‌اند كه اجراي آن به يادماندني بوده و جز خاطراتي از اجرا و موفقيت‌هايش، چيز ديگري بر جاي نمانده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG id=TB_Image style=&quot;WIDTH: 352px; HEIGHT: 195px&quot; height=424 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://citytheater.ir/data/uploads/news/img/17195_Y_Aks[1].Nas12May09122118pm.jpg&quot; width=635&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;با نگاهي كوتاه به فهرست نمايش‌هاي 2يا 3 سال گذشته اما در صحت اين مصداق ترديدهايي وارد مي‌شود. تئاتر هنري ميرا است و حتي با ضبط تلويزيوني و... هم نمي‌توان ماندگاري آن را رقم زد اما تلاش‌هاي اداره كل هنرهاي نمايشي در اين سال‌ها، اين قاعده را به نوعي برهم زده است. به عنوان مثال به تازگی، همانند سال گذشته و براي دومين‌بار متوالي نمايش «شعله در زمهرير» پس از اجرا در تالار وحدت، دوباره در سالن اصلي تئاتر شهر روي صحنه رفته است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 24 May 2009 08:47:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=44</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-44.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقايع‌نگاري سفرهاي پنهاني مديران تئاتري/مديران تئاتري؛ از خرمشهر تا كن!</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-43.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در حالي كه هفته گذشته رسانه‌ها از مناقشه ميان اهالي سينما و مسئولان براي حضور در جشنواره كن خبر مي‌دادند و سرانجام نتيجه‌اي هم براي هنرمندان در پي نداشت، خبري عجيب‌تر و غافلگيركننده‌تر از مناقشات هفته‌هاي گذشته براي حضور در كن و البته درباره برخي حاضران در اين جشنواره خبر مي‌داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 382px; HEIGHT: 258px&quot; height=289 src=&quot;http://gdb.rferl.org/E945F097-FA39-4288-A5DF-2A709FC6EB2F_mw800_mh600.jpg&quot; width=382&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;خبر حضور مسئولان تئاتري در جشنواره كن كه ابتدا توسط خبرگزاري فارس منتشر شد به مراتب عجيب‌تر از آن بود كه تلاش‌هاي هنرمندان سينمايي (با قبول هزينه‌ها توسط شخص) امكان حضور در اين جشنواره را پيدا نكردند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 May 2009 13:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=43</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-43.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هر بازيگر تئاتر يک ستاره است /گفت و گو با محمود عزیزی </title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-42.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;محمود عزیزی پس از سه سال، دوباره نمایشی را به صحنه برده اما این بار نمایش او کاملاً ایرانی است و هیچ ارتباطی با فضای فرانسوی نمایش گذشته‌اش ندارد و از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون چون داود رشیدی و رضا بابک هم خبری نیست. تمام اعضای گروه او را تئاتری‌ها تشکیل می‌دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 232px; HEIGHT: 194px&quot; height=394 src=&quot;http://www.theater.ir/files/Mahmood%20Azizi%2001.jpg&quot; width=310&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عزیزی معتقد است تمام بازیگران تئاتر ستاره هستند و نباید برای کسب اعتبار به سراغ بازیگران سینما رفت بلکه سینمایی‌ها باید برای کسب اعتبار به تئاتر روی بیاورند. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Jan 2009 17:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=42</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-42.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اپراهاي پكن هنوز هم جذابيت و تازگي دارند/گفت وگو با تنها ایرانی مدرسه اپرای پکن</title>
<link>http://abolghassemi.blogfa.com/post-41.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;غفار پورآذر كارگردان ايراني است كه 30 سال پيش از ايران مهاجرت كرده و در آمريكا، لندن و سپس چين به تحصيل در رشته تئاتر پرداخت.وي فارغ التحصيل مدرسه اپراي پكن است و در آكادمي بين‌المللي بريتانيا هم تحصيل كرده و به عنوان كارگران در جشنواره‌هاي بين‌المللي زيادي شركت داشته و جوايز متعددي از جمله جايزه تحقيق انجمن بريتانيا را به دست آورده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG id=imgPicture style=&quot;BORDER-RIGHT: dimgray 1px solid; BORDER-TOP: dimgray 1px solid; BORDER-LEFT: dimgray 1px solid; WIDTH: 346px; BORDER-BOTTOM: dimgray 1px solid; HEIGHT: 247px&quot; height=367 alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.theater.ir/photos/hah%20meymon.jpg&quot; width=502&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Jan 2009 16:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=abolghassemi&amp;postid=41</comments>
<dc:creator>abolghassemi</dc:creator>
<guid>http://abolghassemi.blogfa.com/post-41.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
